سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
کانون دفاع مقدس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر
به زشتى یاد کردن مردمان پشت سر آنان ، سلاحى است براى مرد ناتوان . [نهج البلاغه]
کانون دفاع مقدس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» خاطره شهید

عنوان : با یاران سپیده
مکان : منطقه فکه
راوی :همرزم شهید
توی منطقه «فکه» بودیم. بچه ها برای عملیات والفجر مقدماتی آماده می شدند. خیمه ای بود که جمعی را در خود جای می داد.در میان همه بر و بچه های خوب گردان خط شکن سید الشهداء، بچه های این خیمه از همه صمیمی تر بودند. ویژگی های خاصی آن ها را از دیگر نیروها متمایز کرده بود. نماز شب بچه های آن خیمه حتمی بود. روز را با دعای صباح و مناجات علی (ع) آغاز می کردند و شب را به توسل و ذکر مصیبت می پرداختند. هر مناسبتی که پیش می آمد بچه های این خیمه در برگزاری آن پیشتاز بودند. همان ها در عملیات به کمین دشمن نشستند و او را به خاک مذلت کشاندند. امروز نامه همه شهیدان آن خیمه: « حسن توتونکار، محمد جواد شکوریان، مهدی منصوری، احمد حفیظی، سید مجتبی سیفی و علی صادقی » همچو خورشید در خاطره ها می درخشد.
منبع: کتاب با یاران سپیده، نوشته محمد خامه یار


 


 


عنوان : سبز پوش عاشق
راوی :همرزم شهید
در یکی از یادداشت هایش نوشته بود:
وقتی با قطار عازم جبهه بودم، در عالم رویا دو نفر را دیدم که یکی از آنان لباس فرم (سپاه) پوشیده بود و دیگری به من اشاره کرد و گفت: آن آقا، امام حسین (ع) است که با لباس سپاه ایستاده! از خواب بیدرا شدم. عظمت این لباس پی بردم و با خود عهد کردم تا زمانی که بنده ای خالص نشده ام لباس سپاه را نپوشم. امیدوارم زمانی لباس سپاه را به تن کنم که بنده ای صالح و مجاهدی خالص باشم…
پاسدار شهید «حسین میوه چی» از بچه های مخلص مخابرات لشکر علی بن ابی طالب (ع) بود. نظم و اخلاص از خصوصیت بارز او بود که بال در بال تا هنگام شهادت وی را همراهی کردند.
با این که عضو رسمی سپاه بود او را با لباس فرم ندیدم حتی در آن روز که اخلاصش پر زد و او را به کوی شهادت رساند.
به نقل از محمد خامه یار

منبع: کتاب بایاران سپیده، تدوین و نگارش: محمد خامه یار، ص100



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » لیلا ناصری خواه ( دوشنبه 18/2/91 :: ساعت 12:21 عصر )
»» راه و هدف شهدا








 




















راه و هدف شهدا





 











ـ به نام الله یکتای بی‌همتا، به نام الله یاری‌دهنده قلبها، به نام الله جان پناه دلها؛خدایی که ما را آفرید و جان داد، دل و فکر عطا فرمود و ما را از چشمه‌سار معنویت بهره‌مند ساخت؛ خدایی که تنها امید مستضعفان است، یاور درماندگان و دستگیر بینوایان، امید ناامیدان و پناه بی‌پناهان و خدایی که ما را بیافرید و روزی داد. می‌میراند و زنده می‌کند. و به نام خدای شهیدان. / رضا شفیعی‌معز


                                        ********************


ـ شکر و سپاس خداوند متعال را که ما را مورد لطف و رحمت بی‌پایان خودش قرار داد و برای جهاد فی سبیل‌الله انتخاب نمود. و سپاس بیکران خدای را که بر ما عزت نهاد و ما را در عهدی زندگی داد تا بتوانیم راه خود را، که همان راه اسلام پاک محمدی است، دریابیم و در راه اسلام عزیز حرکت کنیم و به خواست و اراده خلل‌ناپذیرش و به فرمان امام بزرگوار در سرافرازی پرچم خون‌رنگ اسلام، که همان شعار «لا اله الا الله ومحمد رسول الله و علی ولی‌الله» است بکوشیم تا ملت شهیدپرورمان از ما راضی گردند. / جعفر حسین‌آبادی


                                     *********************


ـ با یک نگرش کوتاه بر زندگی شهیدان، می‌بینیم که هر یک چه ویژگیهای خاصی داشتند. آیا مگر می‌تون بدون خلوص و صفای قلب و پاکی نیت به لقاءالله و دیدار خدا، تنها معشوق عاشقان از خود رسته، تنها مراد جانبازان از مرید رهیده، و تنها امید خائفان و راجیان از بند گسسته پیوست؟ عجیب است «شهید و شهادت». او می‌بیند حضور ملائکه در نزدش را،‌ او می‌بیند آنچه را که خداوند برای او آماده کرده از نعمتهای بهشت، او می‌بیند «عند ربهم یرزقون» را. آری، او می‌بیند از نزد پروردگارشان رزق داده می‌شوند؛ آنهم چه رزقی! راستی، ‌چه خوب هدایت یافتند،‌چه زیبا معنای هستی و زندگانی را یافتند، دریافتند که باید بنده خدا بود و ره قرب به خدا را پیمود. و چه زیبا و دلرباست برای آنان که کوتاهترین راه، ایثارگرانه‌ترین راه و جانبازانه‌ترین راهِ «شهادت» را یافتند. مگر نه این است که هر لحظه زندگی را باید به یاد خدا بود، و باید هر لحظه ره قرب به خدا را پیمود. پس، چه بهتر که حکیمانه‌ترین راه، کوتاهترین راه، ‌عاشقانه‌ترین راه، ‌خالصانه‌ترین راه و جاودانه‌ترین راه «شهادت» را پیمود. و شهیدان چه زیبا در مسلک صالحان طریقِ حق ره معشوق را درنوردیدند. سالکان راه حق، راه انبیا، راه صدیقین، راه شهدا و صالحین ـ که در پیمودن راهشان و نیل به قله‌های بلند رستگاری و فلاح ـ از هیچ چیز نمی‌هراسند و از هیچ چیز باکی به دل راه نمی‌دهند و از هرگونه وابستگی رهیده‌اند، زیرا که خدایشان را خوب یافته‌اند. آنان خود را از قید فرزند، ‌همسر، مظاهر مادی، شهرت‌طلبی و مقام‌پرستی، عجب و خودپرستی و هر چیزی که او را به خود بندد واز خدایشان دور سازد رها کرده‌اند. آری، آنان همانگونه که خدایشان، اسلامشان، قرآنشان، پیامبرشان و امامشان رهنمودشان داده‌اند، نایب امام زمان(عج) را که حجت اوست بر انسانها وبا پیام خونین خویش چه زیبا و دقیق شناخته‌اند و پیرو و مقلد او در تمامی ابعاد شده‌اند. در این زمان این نعمت بزرگ خداوندی در وجود حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی تبلور یافته است. / سعید نوری‌تاجر


                              *********************


ـ من نیز در قله‌های بلند سعادت به جستجوی «شهادت» پرداخته، و همانند سرور شهیدان حسین بن علی(ع) مرگ با عزت را بر زندگی ننگین ترجیح می‌دهم. / علیرضا فرخ


                             ********************


ـ من که قطره‌ای از دریای حق‌طلبان هستم با شنیدن صدای پرهیبت مجاهدان، و نعره‌های جاودانی شهیدان، و احساس سوز دل مادران، نوحه‌سرایی خواهران داغدار، و آهسته قدم برداشتن پدران، و خیره نگاه کردن برادران عزادار، و در فکر فرو رفتن دوستان و آشنایان، خود را مسئول می‌دانم که باید با چنگ و دندان انتقام خون آنها را از این ستمگرهای زمان گرفت و باعث التیام دل خانواده‌های آنها شد. خود را مسئول می‌دانم که پرچم توحید را در دست گرفته و با شعار «الله‌اکبر» لرزه بر کاخ‌نشینان بیندازم. خود را مسئول می‌دانم که هرگاه دیدم نمی‌توانم در برابر خواست استعمارگران قد علم کنم، به زندگی خود به وسیله جهاد خاتمه داده و به دنیای ابدی و حقیقی بپیوندم. / محمداسماعیل محمدی


                            ********************


ـ تنها آرزویم «شهادت» است، و همیشه از خداوند متعال خواسته‌ام که به این فوز عظیم و نعمت الهی برسم. همیشه فکر می‌کردم خدایا می‌شود روزی آید که «شهادت» نصیب من هم بشود که خدمتی به رهبرم امام خمینی و ملت ایران کرده باشم. / اسماعیل علائی‌فر 

 

منبع:نویدشاهد









نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » لیلا ناصری خواه ( دوشنبه 18/2/91 :: ساعت 12:11 عصر )
»» بسیج و بسیجی در کلام شهدا

 




 











 


برادران سپاهى و بسیجى و پاسدار! اى کسانى که امام مى‏گوید «من بردست و بازوى قدرتمند شما، که دست خدا بالاى آن است، بوسه مى‏زنم، و بر این بوسه افتخار مى‏کنم» امیدوارم که کارهایتان در راه خدا باشد. و در راه احیاء دین مبین اسلام باشد.


 


 از برادران بسیج و پاسدارم مى‏خواهم، وقتى که در سرپُست نگهبانى هستند، و یا در نمازهاى شبشان، من را دعا کنند، تا بلکه خداوند از گناهان من درگذرد.    شهید محمد عابدینی


 


************************


 


 برادرانم! سنگر بسیج و سپاه را تقویت کنید، که تمام وحشت دشمن از این سنگر است. شهید حسین هادى


 


************************


 


 برادران بسیجى! شما امروزمسئولیتى بس بزرگ بر دوش دارید، و آن پاسدارى از اسلام است. چشم تمام مسلمانان و مستضعفین به شما دوخته شده. و این را بدانید هر عملى که انجام مى‏دهید، فقط براى رضاى خدا باشد. و خدا از اعمالتان راضى باشد. شما همیشه پیروز خواهید بود. براى این بند? گناهکار دعا کنید. از همه‏ى شما برادران سپاه و بسیج التماس دعا دارم. شهید رجب جان‌احمدی‌گل


 


************************


 


 هان اى دوستان و برادران! و اى کسانى که این لباس را پوشیده‏اید! تا در جرگه‏ى سربازان ولى عصر ثبت نام کرده باشید دشمن هست، شما در حال جنگید غافل نباشید و بدانید این لباسى که شما به تن دارید، زمانى ارزش خود را از دست نخواهد داد، که همیشه رنگ سبزش، با خونتان توأم باشد. این لباس سبز رنگ سپاه باید با خون رنگین‏تر شود. و مجادله‏ى با نفس باید از وظایف پاسداران باشد. شهید فریدون مقدوری


 


************************


 


 از برادران همسنگرم در پایگاههاى مقاومت بسیج تقاضا دارم، همانگونه که اسماً پاسدار خون شهدا هستید، عملاً هم باشید. و نگذارید خون گرم شهدا از جوشش بیافتد. و اسلحه‏ى شهدا بر زمین بماند. شهید على شبانى شوکت آباد


************************


 


 از برادران پایگاه جوادالائمه، آن عشایر عزیز مى‏خواهم، که سنگر پایگاه را خالى نگذارید. شهید سعید افشین


 


************************


 


 از همرزمان پایگاه! تقاضا دارم که نگذارند خون شهدا از بین برود. و حامى انقلاب و امام عزیزمان باشند. و در جهت صدور انقلاب و رسیدن نداى حق به گوش مردم جهان، از هیچگونه تلاش و کوششى فروگذار نباشند. شهید محمد طالبى


 


 ************************


برادران پاسدار! سنگر برادران شهید خود را خالى نگذارید. شهید على آوراه


 


************************


 


 سفارش مى‏کنم و از شماها مى‏خواهم که پایگاههاى عشایرى را تقویت کنید، و با برادران بسیج عشایر و دفتر عشایرى، بیشتر همکارى کنید، که لازمه‏ ى حفظ انقلاب، تقویت و تشکیل پایگاههاى بسیج است. شهید عباس شعیبى


 


************************


 از دوستان و همکلاسان سربیشه‏اى که تا اوایل دبیرستان همکلاس من بودند، بالاخص آنهایى که در اوایل تشکیل بسیج، با شهیدشاهین فر با هم بودیم، این را بدانند که نان و آب جمهورى اسلامى را خورده ‏اید، نان و آب بسیجى که خورده‏اید، مسئولیتتان را از این که هستید، سنگین‏تر مى‏کند. و شهدا، بالاخص شهید شاهین فر، بیش از این از شما انتظار دارند. شهید مسعود اکبرى


 


************************


 


 اى برادران پاسدار و بسیج! از شما خواستارم که بعد از ما، سنگرها را خالى نگذارید. امید آن است که به کمک بازوهاى پهلوانان دلیر ایران و جوانان برومند شما، تمام ابرقدرت‏ها را که علیه ما شوریده ‏اند نابود، سازند. شهید غلامحسین قاسمى


منبع:www.navideshahed.com





نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » لیلا ناصری خواه ( دوشنبه 18/2/91 :: ساعت 12:9 عصر )
»» استاد شهید مطهری از نگاه بزرگان









 









ایدئولوژی اسلامی بدون هیچ گرایش انحرافی (مصاحبه با حضرت آیت الله خامنه ای) ؛


مرحوم استاد شهید مطهری با صراحت ایدئولوژی اسلامی متکی به متون اسلامی و بدون هیچ گرایش به چپ و راست مطرح می نمود. مرحوم شهید مطهری از اول حساسیت عجیبی روی تفکر التقاطی داشت و آن وقت که همه با تفکرات التقاطی برخوردهای سطحی داشتند او .....




 در همان جلسه ای که گفتم قرار شده بود که شرکت کنندگان هر کدام که آمادگی دارند متنی را به عنوان زمینه جهان بینی اسلام تهیه کنند. چند نفر متنی تهیه کردند از جمله آن چند نفر یکی من بودم. در این متن ویژگیهای اندیشه اسلامی را ذکر کرده بودم : اندیشه اسلامی ، ضد استعماری، ضد استبدادی و در آخر اضافه کرده بودم اندیشه اسلامی ضدالحادی است. یادم نمی رود که ایشان از این قسمت خیلی خوششان آمده بود و بارها به خود من گفتند که این نکته ضدالحادی نکته دقیق و بسیار ظریفی بود که شما مطرح کردید زیرا هر اندیشه ای هر فصلی از فصول جهان بینی که اندک گرایش به زمینه های تفکر الحادی داشته باشد جزء جهان بینی اسلامی نیست.



نمازشب (مصاحبه با حضرت آیت الله خامنه ای)


ایشان هنگامی که به مشهد آمدند گاهی اوقات به منزل ما وارد می شدند البته ایشان در مشهد آشنا داشتند و جا و مکان هم داشتند منتهی به خاطر علاقه ای که من به ایشان داشتم و خودشان هم این علاقه را می دانستند مستقیما به منزل ما می آمدند.اطاقی که ایشان شبها می خوابیدند با یک در فاصله داشت با اطاقی که من شب می خوابیدم ایشان همیشه وقت خواب مقید بود به خواندن قرآن نیمه شب، صدای ایشان را شنیدم که در هنگام تهجد و نماز شب خواندن گریه می کردند. البته نماز شب خوان زیاد داریم. اما نماز شب خوانی که در آن نیمه شب با آن حال اشک بریزد و گریه کند کم داریم. بعدها از دوستان قدیمی ایشان مثل آقای منتظری و دیگران شنیدیم که ایشان از همان زمان طلبگی هم نماز شب می خوانده و اهل تهجد بوده اند.



مبارزات سیاسی (مصاحبه با حضرت آیت الله خامنه ای)


تا سال 49 و 50 خیلی مسائل انحرافی در محیط مبارزه  به چشم نمی خورد. وقتی که منافقین دستشان را رو کردند و نوشته های ایدئولوژیک آنها کم کم پخش شد آقای مطهری بیش از همه حساسیت نشان داد چون من به یاد دارم که در سال 51 تلاش فراوانی شد که امام را وارد کنند که این حرکت جوانها را تایید کنند که به نام « مجاهدین » و … بودند اما امام سخت ابا کردند و یک بار کتابهای مجاهدین را خوانده بودند و گفته بودند اینها همان حرفهای لنین و ارانی است پس حرفهای شما کدام است؟ مرحوم مطهری در معرفی اینها به امام نقش داشتند و خودشان آنقدر حساسیت نشان دادند تا عملا کنار کشیدند و آنوقت مجاهدین ایشان را متهم کردند به اینکه سازشکارند و اهل مبارزه نیستند و حال اینکه کنار کشیدن ایشان حساسیت ایشان را نشان می داد و موثر و مفید هم واقع شد و ایشان در آن موقع کار ایدئولوژیکشان را زیاد کردند


و اثرش این بود که در سه چهار سال بعد حقانیت حرکت ایشان روشن شد و حرکت صحیح اسلامی دوباره از سال 54 رو به رشد رفت و کم کم خط امام تبلور یافت.



هوشیاری استاد در برابر انحرافات (مصاحبه با شهید حجت الاسلام باهنر)


بنابراین استاد بزرگوار عمدتا پاسدار اسلام بودو هوشیار در برابر اسلام. یادم نمی رود یک کتابی را ایشان شنیده بوده که این کتاب منتشر شده (من اسم آن کتاب را نیم برم چون ترویج از یک کتاب باطل است) ایشان می گفت که این کتاب را از هر جا که هست برای من پیدا کنید ما مامور شدیم برای اینکه بگردیم و این کتاب را پیدا کنیم. گشتیم و بالاخره یک نسخه پیدا کردیم آن نسخه ای که به دست ما رسید منحصر به فرد بود، 400 صفحه بود. من با زحمت زیادی دو نسخه فتوکپی از آن گرفتم و یک نسخه خدمت ایشان بردم و یک نسخه پیش خود من ماند. شاید بیست روز بیشتر نگذشت، ایشان فرمودند با این کتاب چه کردی؟ گفتم : من هنوز گذاشته ام ان شاء الله وقت کنم مطالعه کنم. بعد دیدم ایشان تمام این کتاب را خوانده فصل به فصلش را تحلیل کرده، نقطه های ضعفش را درآورده و در حدود سیصد و پنجاه مورد علیه اسلام به نام اسلام نوشته شده بود یعنی کتابی که به عنوان یک بحث تاریخی درباره اسلام بود و دقیقا می خواست بگوید این کتاب کتاب اسلامی است بیش از سیصد مورد ایشان در این کتابی که به نام اسلام نوشته شده بود بر علیه اسلام مطلب داشت، نقد کردند و این هوشیاری و این حضور همیشه در صحنه علمی و دفاع فکری از اسلام، بسیار محترم است.



آرمانهای شهید مطهری درباره حوزه (مصاحبه با شهید آیت الله بهشتی)


یادم است که در سال 1326 که در قم با آقای مطهری و آقای منتظری و آقایان دیگر علاوه بر درس و بحث و کارهای طلبگی مان همیشه به فکر سامان دادن به روحانیت و پربار کردن این نهاد اسلامی اجتماعی بودیم در همان سال یک حرکتی را در یک جمع حدود 18 نفری انجام دادیم که زمینه بود برای همکاری بیشتر و پردوام تردر جلسه ها و بحثهای مختلف. همواره این سخن می رفت که باید برای عظمت فکری و معنوی و تعالی اخلاقی و سامان یافتن هرچه بیشتر روحانیت تلاش کرد. در سال 1340 پس از فوت مرحوم آیت الله بروجردیجمعی برای بحث و گفتگو پیرامونمرجعیت و روحانیت در تهران به وجود آمد مجموعه بحث ها در همین کتاب بحثی درباره مرجعیت و روحانیت تنظیم و چاپ شد. شوری بود در همه برای اینکه باید برای رشد روحانیت و سازماندهی آن تلاش کرد. این شور و علاقه در ایشان و در همه ما همیشه حضور و جود دارد و همیشه در این اندیشه ایم که چه خدمتی باید در این راه انجام دهیم. مرحوم آقای مطهری در آخرین سالهای زندگیشان بر آن شدند که سفرهایی مرتب به قم بروند و با شروع بحثهای پرمحتوا برای طلاب درس خوانده تر و فاضل تر، حرکتی را در راه غنای فکری حوزه دنبال کنند و توسعه بدهند، حرکتی که چه بسا می توانست به ساماندهی های دیگر بیانجامد. دریغا که این حرکت پر برکت ایشان با شهادتشان ناتمام ماند.



علاقه به تحقیق و مطالعه (مصاحبه با شهید آیت الله مفتح)


سال گذشته در آن اوج مبارزات به من می فرمود به خدا اگر امام و رهبر ما پیروز بشود هیچ پستی من نمی خواهم هیچ مقامی نمی خواهم، برای من همین زندگی که الان دارم، کتابخانه ام برای من بهترین لذت است من همین را می خواهم که بنشینم و کتاب بنویسیم، بنشینم و تحقیق کنم، بنشیم از اسلام عزیز دفاع کنم، این هدفمن است بنابراین، این کوشش و این تلاش، ارزش شخصی برای من نیست و دیدیم راست می گفت و پس از پیروزی با اینکه در سطح بسیار بالایی قرار داشت (ما اگر یک مطلبی را می خواستیم خدمت امام بگوییم همه دوستان ما فکر می کردند تنها فردی که امکان دارد با امام صریح صحبت کند و امام علاقه به او دارد و او را می پذیرد فورا می گفتیم برویم خانه آقای مطهری به آقای مطهری بگوییم ایشان خدمت امام عرض کنند چون می دانستیم امام به ایشان علاقه دارد) می گفت من که مشغول تحقیق و تالیف برای من منصب و مقام مهم نیست جز همین که مشغول تحقیق و مشغول نوشتن کتاب و مقالات باشم.



نقش مطهری در تکوین انقلاب اسلامی (مصاحبه با حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی)


باید گفت دارای نقش اساسی بود، هم از نظر فکری – چه ایشان پلی شده بود بین دانشگاه، فیضیه، روحانیت و قشر دانشگاهی و حتی بازاری – و هم در مبارزات. سال 41 که مبارزاتشان شروع شد نقش درجه بالایی داشت. چهار پنج نفر بودند که سرپرستی گروه موتلفه را که در شکل دادن به مبارزات اسلامی در سال 41 و 15 خرداد 42 بسیار موثر بودند به عهده داشتند. آقای مطهری جزو گروه پنج نفری بود که می گردادند و حتی واسطه بود بین امام واینها و روی هم رفته باید سهم قابل توجهی برای ایشان در شکل گیری مبارزاتاسلامی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد قائل باشیم. سال آخر هم که سال اوج اعتراضات و مبارزات ایران بود ایشان در کانون و کادر مرکزی گرداننده این جریانات سال آخر بود و وقتی هم می رسیم به تشکیل حکومت اسلامی، ایشان از طرف امام مامور شده بودند امام چهار پنج تا اسم به ایشان داده بودن که ایشان آمدند هسته اصلی شورای انقلاب را تشکیل دادند و بعد همان بود که کم کم توسعه پیدا کرد که حکومت قانونگذاری و اجرایی بعد از انقلاب را اجرا کردند و حتی وقتی امام از پاریس برگشتند و نقطه مهم آن روز منزل امام بود ایشان با همه گرفتاریهایی که داشتند (عضو شورای انقلاب بودند، عضو گروه سرپرست اداره منزل امام هم بودند) چون آن روز اداره منزل امام فوق العاده اهمیت داشت به این کار پرداختند و درماههای اول تشکیل حکومت اسلامی ایشان نقش بعد از امام را داشتند ایشان جزو آن چهار پنج نفر بودند.



مرحوم استاد و افکار انحرافی(مصاحبه با حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی)


یک مساله که خاطره ای است برای من از خاطراتی که با استاد داشتیم دراینجا ذکر می کنم. می دانید که از سال 50 تا سال 57 از لحاظ فکری سالهای پر بحرانی برای مردم و سالهای نگران کننده ای بر ای افرادی مثل ایشان بود. مجاهدین خلق در صحنه بودند و افکار انحرافی داشتند. معمولا در بعضی موارد آنها محور هم بودند و این باعث شده بود که خیلی از جوانها حالت انحرافی پیدا کنند و ایشان خیلی نگران بودند از طرفی چون من هم در میدان بودم ایشان نگران بودند که مبادا من هم طرز تفکر انحرافی پیدا کنم. یک بار وقتی که من از زندان آزاد شدم ایشان جمله از من شنیده بود که ومن در یک بحث که با سران مجاهدین داشتیم موقعی که آنها رسما اعلام مواضع مارکسیستی کردند گفته بودم آنها مواقعی که دیدند ما دیگر آنها را تایید نمی کنیم پیش ما آمدند و گفتند : مگر شما ضد شاه نیستید؟ گفتیم : چرا. گفتند مگر شما ضد استثمار نیتسید؟ گفتیم چرا. گفتند خوب ما داریم علیه استثمار شاه می جنگیم و شما هم باید ما را تایید کنید. من گفتم ما با آن ضد استثماری که خدا نداشته باشد موافق نیستیمو ارزشی برای آن قائل نیستیم ما آن حرکت ضد استثماری و ضد شاهی را می پسندیم که در سایه تعلیمات الهی و با قبول خدا باشد و باز تعبیری که به آنها گفتم این بود که : ما هیچوقت مبارزه نمی کنیم که شاه برود و جایش استالین بیاید. با کسی هم که مبارزه کند تا استالین را به جای شاه بگذارد مبارزه می کنیم. وقتی مرحوم مطهری این جمله را شنیده بودند خیلی خوشحال شده بودند و وقتی که من از زندان آزاد شدم ایشان به من گفتند که وقتی من شنیدم که تو این جمله را با صراحت گفته ای، دیگر خاطرم جمع شد که کسانی هستند که جلوی انحراف فکری را بگیرند.



منبع:سایت شهیدمطهری


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » لیلا ناصری خواه ( دوشنبه 18/2/91 :: ساعت 12:2 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

خاطره شهید
راه و هدف شهدا
بسیج و بسیجی در کلام شهدا
استاد شهید مطهری از نگاه بزرگان
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 0
>> بازدید دیروز: 16
>> مجموع بازدیدها: 10992
» درباره من

کانون دفاع مقدس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر
لیلا ناصری خواه[140]
شهیدحکیم اسماعیل زاده فرزند:خلیل تاریخ تولد:1345کنگان تارخ ومحل شهادت:67میمک مدفن:کنگان "درقبال خون شهیدان بایدازوطن به قیمت جان ومال که شده دفاع کنیم، چراکه این وطن امانتی می باشدکه هرکدام ازشهدابه ماسپرده اند."

» پیوندهای روزانه

هدی بلاگ
محرم [2]
حوزه نت [2]
طنز جبهه [20]
یادشهیدان [17]
شهدا [25]
صبح [8]
فروش ویژه نرم افزار ارسال SMS با گوشی موبایل [42]
[آرشیو(8)]

» آرشیو مطالب
شهید
شهادت چیست؟
سرود جمهوری اسلامی ایران
زندگینامه شهیدسربازرشیدوفداکارصادق پورسقایی
زندگینامه شهیدسربازرشیدوفداکارصادق پورسقایی
فایل صوتی+متن زیارت عاشورا
شهید
وصیت نامه شهید«صادق پورسقایی»
همزبان
طلائیه نقطه وصل زمین وآسمان
حدیث
امام محمدباقر
یادغواصان
حدیث
حفظ ارزش ها
عیدغدیرخم برتمام شیعیان جهان مبارکباد
حدیث2
اولین های دفاع مقدس
حمله چلچراغ (فروغ جاویدان) منافقین
ماه مُحَرّم
امداد غیبی
عکس امام خمینی (ره)
نمایشگاه
پیام رادیویی دشمن به رزمندگان اسلام
حدیث عشق
22بهمن
امام خمینی
لبخند بزن رزمنده
بسیجی خستگی را خسته کرد
جعبه های کوچک آبی
وصیت نامه
شهرمنورها
حدیث
از عشق تا شعار
اسفند 1388 [3]
فروردین 1389 [5]
اردیبهشت 1389 [7]
خرداد 1389 [4]
تیر 1389
امام رضا
حجت بن حسن
حضرت قائم
خلوت با بهترین دوست
مرداد 89 [4]
شهریور 89 [3]
لطیفه های کلّه گنجشکی
شب مهم(آغاز شب های قدر)
قلب رمضان(شب قدر) [2]
مهر 89 [4]
آبان 89 [15]
بهمن 89 [3]
اسفند 89
فروردین 90 [3]
خرداد 90
روز پدر
تیر 90
روز پاسدار
روز پاسدار(2)
ولادت امام زین العابدین علیه السلام
عیدمبعث
مرداد 90
شهریور 90 [5]
آبان 90 [11]
آذر 90 [12]
فروردین 91 [5]

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
دهاتی
دکتر علی حاجی ستوده
آسمان آبی
منطقه آزاد

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان






» طراح قالب